نتایج جستجو
برای انتخاب، روی مورد کلیک کنید
image-گر (بردین)

گر (بردین)

  • مدت زمان: 0 دقیقه
  • خانوادگی
  • 1404

در دوران حضور انگلیسی‌ها در مناطق بختیاری، دو پسرعمو به نام‌های بردین و آرمین مأمور کوچ گله‌ای از سردسیر به گرمسیر می‌شوند. بردین در حسرت نرفتن به جنگ با انگلیسی‌ها ، در حالی که آرمین در رؤیای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش روزگار می‌گذراند. در مسیر، آرمین عشق خود به آرزو، خواهر بردین، را فاش می‌کند و با شنیدن خبر خواستگار داشتن او دچار آشفتگی می‌شود.

سانس مورد نظر: 0 سانس فعال
در حال حاضر سانس فعالی برای نمایش وجود ندارد.

در دوران حضور انگلیسی‌ها در مناطق بختیاری، دو پسرعمو به نام‌های بردین و آرمین مأمور کوچ گله‌ای از سردسیر به گرمسیر می‌شوند. بردین در حسرت نرفتن به جنگ با انگلیسی‌ها ، در حالی که آرمین در رؤیای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش روزگار می‌گذراند. در مسیر، آرمین عشق خود به آرزو، خواهر بردین، را فاش می‌کند و با شنیدن خبر خواستگار داشتن او دچار آشفتگی می‌شود.

در میانه راه، آن‌ها حضور موجودی مرموز را حس می‌کنند که باور محلی‌ها او را جن یا هیولا می‌دانند. با رسیدن به چشمه‌ای متروکه که زمانی برای شستن مردگان استفاده می‌شده، با موجود روبه‌رو می‌شوند. او خود را «تمثال» معرفی می‌کند؛ پیکره‌ای ساخته‌شده از سنگ و چوب که پیرمردی مردشور آن را با پوشاندن لباس جوانان کشته‌شده ساخته و با نوشیدن آب ممنوعه چشمه، جان خود را برای جان گرفتن تمثال قربانی کرده است.

تمثال می‌گوید سال‌ها در پی دشمن بوده و دریافته خطر واقعی نه ناتوانی، بلکه نادانی است؛ جنگ راه حل نیست و آگاهی تنها راه رهایی است. آرمین به شدت مخالف است و کوچ را زندگی و هویت می‌داند، اما بردین با تمثال همراه می‌شود.

آرمین که در جنون عشق و مخالفت با تمثال از آب چشمه می‌نوشد، در کوه جن‌ها به اشتباه اطراق می‌کند، دیوانه می‌شود و خود و گله را به ته دره می‌فرستد. بردین شوکه می‌شود، اما تمثال به یاری او می‌آید و امیدی تازه می‌بخشد. بردین همراه تمثال به سوی ایل بازمی‌گردد تا پیام آگاهی را برساند.

theater-terms-conditions

قوانین و مقررات عمومی

خرید بلیت از سایت گیشه تئاتر، به منزبه قبول قوانین و مقررات سایت می باشد.
مطالعه قوانین و مقررات